close
چت روم
X بستن تبليغات
Code Center
رمان جدید شاه ماهی

  • موضوعات
    خبرنامه
      براي اطلاع از آپدیت شدن وبلاگ در خبرنامه وبلاگ عضو شويد تا جديدترين مطالب به ايميل شما ارسال شود

    مطالب تصادفی
    پیوندهای روزانه
    درباره : جدیدترین رمان ها ,
    بازدید : 1117 ♥ تاریخ : شنبه 24 خرداد 1393 زمان : 0:0 ♥


    .بس تجربه کردیم در این دیر مکافات.
    .با دردکشان هرکه در افتاد، ور افتاد.

    نگاه ملتهب و خسته اش روی چهره ی گوشت آلود و زمخت افسر نگهبان ثابت ماند. دقایق سنگین و بی انتها در گذر بودند اما نه او کلامی بر زبان آورذد و نه افسر خشک و خشنی که با ابروهای درهمش پشت میز نشسته بود. اصلا چه عجله ای داشت که حکم جدید را زودتر بشنود؟ شاید این بار او را به جایی می فرستادند که حتی از این بازداشتگاه نکبت و خفقان آور هم مخوف تر باشد! بی حال و بی رمق سعی کرد به خاطر بیاورد آخرین باری که چیزی خورده است چه وقت بوده ؟ شاید دیروز ناهار! یادش نیفتاد اما این را مطمئن بود که از غروب روز قبل که به شکل غیر منتظره ای دستگیر شده بود نه قطره ای آب نوشیده ، نه لقمه ای نان به دهان برده است! در واقع خوراکش شده بود اشک چشم و خون دل ! هرچند ساعتی می شد که دیگر قطره اشکی هم برای چکاندن نداشت ! به قدری در خود و افکار تلخش غرق بود که از شنیدن صدای تند و پر صلابت افسر نگهبان به سختی یکه خورد و بی اراده از جا کنده شد!
    حواست با منه ؟
    چادرش را تنگ تر گرفت و زیر لب نجوا کرد:
    بله سرکار!
    پس بشین و گوش کن !
    بی حرف اضافه ای نشست و نگاهش به لب های افسر دوخته شد.
    داشتم می گفتم که انگار بخت بهت رو کرده اگه نه حالا حالا باید آب خنک می خوردی بلکه من بعد همین جوری فرت و فرت چک بی محل دست مردم ندی!
    باز هم حرفی نزد! چه می توانست بگوید ؟ فقط خاموش و مضطرب از میان پلک هایی قرمز و متورم و با نگاهی تب دار به پلاک طلایی و براق روی سینه ی مرد خیره ماند. انگار قدرت فهمیدن حرف های او را نداشت ! فقط کلمه ی بخت در ذهنش چرخید و چرخید اما نتوانست باز هم بفهمد که بخت و اقبال کجا بود ه که سر از این نا کجا آباد در آورده است. آخر اگر بخت سراغش را داشت که همه ی درد و بلاهای عالم به یک باره بر سر او هوار نمی شد!
    چشم هایش می سوخت ، لحظه ای بر آنها دست کشید بلکه از سوزش شان کم شود که دوباره صدای مرد گوشش را پر کرد:
    به هر حال همون طور که گفتم شانس بهت رو کرده و تا چند دقیقه ی دیگه آزادی و می تونی بری !
    این بار همه هوش و حواسش را به یاری گرفت و بی اراده زیر لب تکرار کرد :
    می تونم ....برم ؟
    آره ، البته فعلا به قید ضمانت آزادی تا وقت دادگاهت برسه . فقط از تهران خارج نشو و در دسترسش باش ! فهمیدی؟
    ناتوان و بی رمق از میان لب های خشک شده اش ، بریده بریده پرسید :
    اما ... آخه کی .... کی ضمانت منو کرده ؟ ...من ....من کسی رو توی این شهر ندارم!
    ابروهای پهن افسر نگهبان درهم گره خورد:
    نداری ؟ پس این خانم سال خورده ی محترم از کجا پیداش شده ؟
    شانه ای از روی بی قیدی بالا داد و اضافه کرد :
    به هرحال این مسائل دیگه به ما مربوط نمی شه ! این خاننم سند خونه اش رو واسه ات ضمانت گذاشته بلکه بتونه تو رو از این جا بیرون بکشه ! مبلغ چک هات هم بالاست ، صحبت صدو بیست میلیون پول بی زبونه ! حالا دیگه خودت و انصافت ، اگه بذاری و در بری یعنی خونه ی این بنده ی خدا رو فرستادی تو هوا! خونه اش خیلی بیشتر از این حرفا ارزش داره ولی به هرحال به دردسر می افته !
    حرفش تمام نشده ، با صدای بلندی فریاد کشید :
    سرکار مظلومی !
    ظرف چند ثانیه صدای به هم خوردن چکمه های سرکار مظلومی دوباره او را از جا پراند.
    بله قربان ؟
    خانم رو راهنمایی کن داخل !
    کمی بعد زنی فرتوت و نحیف وارد اتاق شد. نگاهش اتاق را دور زد و با دیدن چهره ی بی رنگ و روی زن جوان لبخندی گرم روی لب هایش نشست . بی آن که نگاهش را از او جدا کند عصا زنان به سمت میز افسر نگهبان رفت و پرسید :
    کجا رو باید امضا کنم پسرم ؟
    بفرمایید بنشینید مادر می یارم خدمت تون.!

    این رمان هنوز ادامه دارد

    رمان http://ma1377.blogfa.com



    برچسب ها : شاه ماهی , رمان شاه ماهی , دانلود رمان شاه ماهی , رمان زیبای شاه ماهی , رمان عاشقانه93 , رمان عاشقانه94 , رمان عاشقانه شاه ماهی , رمان غمگین شاه ماهی , تمام قسکت های رمان شاه ماهی , رمان حال دهنده ,
    نویسنده : مسعودنظر بدهید ()

    مطالب مرتبط
    ”نظرات شما برای این مطلب،مطمئن باشید ما برای نظرات شما احترام خاصی قائلیم”

    نام
    ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
    وبسایت
    :) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
    نظر خصوصی
    مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
    کد امنیتیرفرش کد امنیتی
    
    اطلاعات
    • آمار کاربران
    • افراد آنلاین : 23
    • اعضای آنلاین : 0
    • تعداد اعضا : 38

    • عضو شوید
    • ارسال کلمه عبور




    • آمار مطالب
      کل مطالب : 9446
      کل نظرات : 1728

    • آمار بازدید
    • بازدید امروز : 19,566 نفر
    • باردید دیروز : 25,456 نفر
    • بازدید هفته : 121,035 نفر
    • بازدید ماه : 284,259 نفر
    • بازدید سال : 1,815,802 نفر
    • بازدید کلی : 11,839,377 نفر
    • ورودی امروز گوگل : 93 نفر
    • ورودی گوگل دیروز : 139 نفر

    آرشیو
    ایدی تلگرام جهت تماس با مدیر سایت masoud447@